تر - 67
دل خون تر از ابر و طـوفان
غمگیــن تر از بـاد و بـاران
سفر -66
ای که بستی عهد و پیمان با خدا
کن سفر با کاروان کربلا
روز حادثه - 65
کاش روز حادثه در پشت در زهرانبود
شاهد پهلو شکستن زینب کبری نبود
کاش وقت درشکستن پای دشمن می شکست
تا که میخ در نشان سینه زهرانبود
حضرت حیدر - 64
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مدیون عـطر یـاس بود
ای که ره بستی میان کوچه هابرفاطمه
گردن را می شکست آنجااگر عباس بود
فاطمیه - 63
یا فاطمه من عقده ی دل وا نکردم
گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم.
چشم انتظارم مهدی بیاید
تا تربتت را پیدا نماید
یک جمله فقط - 62
یک جمله فقط ذکر لب حضــرت زهـــرا
من مات علی حب علـی مات شهیدا
زندگی - 61
دیگر این خانه مرا تنگ بود
زندگی بی شهدا ننگ بود
کلید - 60
الصبر مفتاح الفرج
خلاصه تر از این نمیشه.
دور اندیش - 59
دوراندیش کسی است که نعمت خداوند او را از عمل برای آخرت سرگرم نسازد
بار سنگین - 58
مردان باری را سنگین تر از مروّت بر نداشته اند
افسوس - 57
افسوس که با افسوس زندگی میکنیم. افسوس
حساب میکنم - 56
داشتم فکر میکردم که تو دوازده ساعت گذشته چه کار مفیدی کردم؟
تا حدود 5 صبح خوابیدم. بعد نماز خوندم دوباره خوابیدم و 8 - 9 بیدار شدم. صبحونه خوردم، اومدم نت دوباره رفتم چایی خوردم بعد اومدم نت، بعد رفتم هندونه خوردم دوباره اومدم نت ... الان ساعت 13/30 هست.
ان کان قبح الذنب من عبدک... - 55
اگر گناه از من زشت است
اما بخشش از تو زیباست
....
مناجات خمس عشر
میدونی چرا؟ - 54
سر نی هم که بود با قرآن خوندنش مردم رو راهنمایی میکرد.
با همین قرآن خوندنش میگفت خواهرم من هنوزم همراهتم.
نجوای چمران - 53
خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم . از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم.
.....
مناجات شهید چمران
حتی آن بالا - 52
حتی سر نی هم که بود
برای زینبش قرآن میخواند.
عاقبت هر زنی - 51
یه دختر هجده ساله، پیر زن ها رو مسخره میکرد و سر به سرشون میزاشت، انگار نمیدونست که خودشم یه روزی یکی هست مثل اونا.
وقتی فهمید- 50
نوزاد اینقدر معرفت داشت که وقتی فهمید مادرش شیر نداره ، خجالت کشید گریه کنه ، انگار میگفت که بمیرم بهتره تا شرمندگی مادرم رو ببینم.
......
یا باب الحوائج یا علی اصغر
گلستان - 49
با چند شاخه گل ، دنیا رو گلستان کرد و رفت
....
گلهای دشت کربلا
همسفربابا - 48
از همون لحظه ای که از مادر متولد شد
همسفر باباش بود
...
قربان تو یا علی اصغر
چند نفر اومده بودن؟ - 47
چند نفر اومدن در خونه دختر رو رو اتیش بزنن ؟
قنفذ،
مغیره
و یکی دیگه
فقط همین؟
نه اگه بخوام بگم دقیقا چند نفر اومده بودن بهتره بگم :
سَتُنَبِّئُکَ ابْنَتُکَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِکَ عَلَى هَضْمِهَا نهج البلاغه خ 202
* همه امت جمع شده بودند برای ستم به تنها دختر رسول خدا ، آره ، تنها دخترش.
یعنی من کمترم؟ - 46
امام باقر علیه السلام می فرمایند:
« اطاعت از فاطمه علیها السلام بر تمامی آفریدگان خدا از جن و آدمیان و پرندگان و وحوش و پیامبران و فرشتگان واجب است .» دلائل الامامه ص 28
حالا یعنی من ازجن و پرنده و چرنده هم کمترم؟
دست زدن - 45
بیایید با هم دست بزنیم نه به هم.
راه تجربه - 44
هر چیزی رو نمیشه از راه تجربه یاد گرفت، گاهی هم باید خودت فکر کنی.
در مدح بانوی دو عالم - 43
هر سینه که دوستدار زهراست / آشفته و بی قرار زهراست
گنجینه ی هفت آسمان ها / در سینه ی خون نگار زهراست
از شرح کرامتش همین بس / عالم همه وامدار زهراست
← صفحه بعد